نوحه سینه زنی حضرت اباالفضل
بسم الله الرحمن الرحیم
نوحه سینه زنی تقدیم به ساحت مقدس حضرت اباالفضل العباس
ای فدای دست تو دست ما در دست تو
قلبم برایت نوحه سراید آقا اباالفضل
دستهایم تا ابد بهرت علمداری کند چشمهایم تا همیشه گریه و زاری کند
تا شوم از زائران تربت پاک حسین امشب از عباس میخواهم مرا یاری کند
دستهایم را بگیر قلب من پیشت اسیر
لطفی به ما کن دردم دوا کن آقااباالفضل
می زنم بر سینه ام با نیت دستان تو می کشم بر قلب خود نقش نگارستان تو
هر دو عالم را گرفتار تحیرکرده ای محشر است ای حضرت عباس کارستان تو
سایه ی تو بر سرم منتظر در محشرم
ای شاه مردان چشمی بگردان آقا اباالفضل
قلب من در سینه ی من بیقراری میکند بهرپابوسی تو لحظه شماری میکند
یک نگاه حضرت عباس کافی می شود گوشه ی چشمت زمستان را بهاری می کند
گرچه من خیلی بدم کرده ای تو دعوتم
گریم برایت جانم فدایت آقااباالفضل
امشب ازعمق وجودم می شوم مهمان تو می کنم خود را دخیل هیبت دستان تو
ای ابرمرد جهان آقا اباالفضل رشید چشمهای شیعه باشد تا ابد گریان تو
السلام از راه دور ای علمدار غیور
دادم سلامت هستم غلامت آقااباالفضل
امشب ای آقا تو مزد اشک نابم را بده من عزادارت شدم آقا جوابم را بده
امشب ای آقای خوبیها به حق مادرت برگ امضای رهایی از عذابم را بده
سایه شد دستان تو شیعه شد مهمان تو
روح وروانم آرام جانم آقا اباالفضل
می روی سوی فرات وقلب مارا می بری همچو حید ر تو صفوف دشمنان را می دری
با لب تشنه کنار علقمه جان می دهی پیکر بی دست با بال فرشته می پری
رفته ای سوی فرات هست زینب چشم برات
برگرد ای یار از بهر دیدار آقا اباالفضل
نسلهای مارقین و ناکثین و قاسطین بهر اولاد امیرالمومنین کرده کمین
پیکرت بی دست ودل خون و لبت غرق عطش بر سر خورشید می کوبد عمود آهنین
آسمان گریان تو دستم و دامان تو
دارم تقاضا کرب و بلا را آقااباالفضل
پیکرت بی جان شد و زخم زبانت می زنند دشنه ها از کینه بر روح و روانت می زنند
یا اخا ادرک اخا بر زیر لب داری ولی تیر بر چشم قشنگ و مهربانت می زنند
ای ستون خیمه ها بزم ماتم شد بپا
محزونم امشب دلخونم امشب آقا اباالفضل
می شوی مرد وفا در راه استقرار دین مرحبا بر شیر پاک مادرت ام البنین
حضرت زهرا برای دیدنت سر می زند باز کن چشم و به روی سر تو مولا را ببین
یا اخا ادرک اخا کشته شد شاه وفا
هستیم عزادار بهر علمدار آقا اباالفضل
باسلام