کودکی
کاش شاگرد دبستان میشدم
عاشق خاک وخیابان میشدم
کاش میکردم سفر تا دوردست
وارد یک کودکستان میشدم
کودکی هامان چه زیباخوی بود
خالی از هر گونه های وهوی بود
بهترین عشق وصفای کودکی
خانه سازی در کنار جوی بود
کودکی در شادمانی هاگم است
بهترین خاطرات مردم است
سبز وکوتاه است مثل بوته ها
خاکی وافتاده مثل گندم است
چه تماشایی ست شهر کودکی
در زلالی شهره نهر کودکی
نیست کینه در رگ وفرهنگشان
به چه شیرین است قهر کودکی
از علایق کاش منفک می شدیم
خالی از بد بینی وشک می شدیم
در روابط در صداقت در صفا
کاش ما مانند کودک می شدیم
حق زمانی که گل کودک سرشت
خلق وخویش روی برگ گل نوشت
این صدادرآسمان پیچید وگفت
کودک وکودک صفتها در بهشت
+ نوشته شده در شنبه سی ام بهمن ۱۳۸۹ ساعت 12:30 توسط علی اکبر مقدم
|
باسلام